سایت رسمی استاد حاج قربان سلیمانی


EMAD, Articles culturels nationaux

محمد رهنما

ًRahnama photo

در سال 1380 با چند نفر از دوستان دانشجوی هنرهای تجسمی برای دیدار با استاد حاج قربان سلیمانی به علی آّباد رفتیم.

 با توجه به سابقه استاد همه ذوق شوق فراوانی برای دیدن ایشان از نزدیک داشتند، در عین حال نگران از این بودند که حاجی به گرمی از آنها استقبال نکند.

بعد از اینکه به علی اباد رسیدیم در منزل ما استراحت مختصری کردیم و بعد از اینکه اطلاع پیدا کردیم حاجی آقا در منزل حضور دارند به اتفاق دوستان به طرف منزل ایشان که تقریبا در انتهای روستا بود راه افتادیم.

در راه از افتخارات حاج قربان برای دوستان صحبت میکردم و مردان معمولا کهنسال را میدیدیم که در سایه درخت یا دیواری نشسته و رهگذران را از نظر میگذراندند، به دوستان گفتم حاج قربان هم معمولا در اوقات فراغت همراه این دوستان قدیمی خود می نشیند و از داستان ها و روایات و خاطرات خود برای آنها نقل میکند.

ایستادم و به دوستان گفتم این هم منزل استاد، بچه ها که نه تنها ساختمان بزرگ و مجلل را در برابر چشمان خود نمیدیدند بلکه آنچه مایه ی حیرت و تعجب آنها شده بود خانه کوچک کاهگلی و ساده ای بود که باید باور میکردند این خانه ی استاد حاج قربان است.

باورشان نمی شد که پدیده جشنواره بین المللی آوینیون فرانسه، دارنده نشان لیاقت هنری ایران و استادی با آن همه افتخارات در این خانه کوچک و ساده زندگی میکند.

اشک در چشمان یکی از دوستان حلقه زد و همه با حالی دگرگون به خدمت استاد رسیدند.

جذابیت داخل اتاق استاد بیشتر از بیرون آن بود، یک کلکسیون کوچک از افتخارات یک بخشی به همراه چند عکس و نیز پوستر بزرگ جشنواره بین المللی آوینیون فرانسه که با تصاویر حاج قربان و علیرضا طراحی شده بود.

حاجی مثل همیشه بدون اینکه مخاطب خود را بشناسد مانند یک پدر مهربان از دوستانم پذیرایی کرد و از خاطرات شیرین خود گفت. ساز زد و داستان ججوخان را روایت کرد.

یادش گرامی!!!!!!!!

01

منزل استاد سلیمانی در روستای علی آباد قوچان

Polpulation culturelle